![]() |
![]() |
|
| ( پرونده ای بنام آخرین گام ) |
|
زندگی قصه ی تلخیست .. چون فنجانی قهوه ی تلخ .. و من بخاری گریخته .. از این گرمی سخت ..
در رویا تو را می بینم .. که بر بلندای ارزوهایم حکم میرانی .. تا با آبشار گیسوانت .. اسبهای خیالم را به پرواز دیگر ی ببری .. اما .. نگاه از من پوشیده میداری .. تا در آینه ی سیمایت .. سیاهی روی خود نظاره کنم ..
و من .. که در خلوت خویش فرو میروم .. تا بربخت سیاهم لعنت فرستم .. اما همواره نگاه گریانم را .. در حصار اشگ میکشم .. تا دگر بار .. بر دریای معرفت تو چشم گشایم ..
این پست آخر وبلاگ جدیدمه ..اونایی که ادرس خواستند ..بهشون داده شد ..منتها آخر اون ادرس باید بنویسند .. دات کام دوستتون دارم .. بازم کسی اگر کسی آدرس خواست بگه... براش ارسال میشه .. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:7 توسط عاشق ناشناس |
|
|
زندگی قصه ی تلخیست .. چون فنجانی قهوه ی تلخ .. و من بخاری گریخته .. از این گرمی سخت ..
در رویا تو را می بینم .. که بر بلندای ارزوهایم حکم میرانی .. تا با آبشار گیسوانت .. اسبهای خیالم را به پرواز دیگر ی ببری .. اما .. نگاه از من پوشیده میداری .. تا در آینه ی سیمایت .. سیاهی روی خود نظاره کنم ..
و من .. که در خلوت خویش فرو میروم .. تا بربخت سیاهم لعنت فرستم .. اما همواره نگاه گریانم را .. در حصار اشگ میکشم .. تا دگر بار .. بر دریای معرفت تو چشم گشایم ..
این پست آخر وبلاگ جدیدمه ..اونایی که ادرس خواستند ..بهشون داده شد ..منتها آخر اون ادرس باید بنویسند .. دات کام دوستتون دارم .. بازم کسی اگر کسی آدرس خواست بگه... براش ارسال میشه ..
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 20:5 توسط عاشق ناشناس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
محبوب من ... میدانم مرا درگیر افکارت نمودی تا دنیایم را به ویرانه ای تبدیل کنی .. و میدانم .. هرشب زمانیکه در تنهایی و سکوتی کشنده فرو میروم .. این یاد توست که با هجومی به افکارم مرا به طوفان عشقت میکشاند .. تا همانند مرغی شکسته بال به مسلخ عشق تو آیم .. آری .... مرا درگیر خودت کن .. درگیر خودت کن تا از آن همه سوختن آرامش بگیرم .. بگذار افکارم را یاد وخاطرات تو انباشته کنند .. چشمانت را نبند ... تا من مات چشمان تو باشم .. آخر تو در وجود منی .. و با تو شبهایم رویایی شیرینند .. و بدان اخرین نقطه ی دنیا .. قله ی عشق ماست .. هر چند تو در وجود منی ... اما من به تنهایی دوریت دچارم .. پس مرا از عطر وجودت تهی مساز .. ای خالق رویا های شیرینم ... |
|
RSS
|