![]() |
![]() |
|
| ( پرونده ای بنام آخرین گام ) |
|
شعر بسیار زیبایی از مهتاب عزیزم .. به نام : پدر مهربانم ..
مهربان ترینم ! ... پدرم ! ******************* هدیه به مهتاب دختر عزیزم .. که اندازه یک دنیا دوستش دارم ..
مهتاب من .. در روزهای ظلمت و تاریکیم .. نوری شدی از جلوه ی حق .. مهتابی برای سیاهی امیدم .. پرده ای زیبا. ازخلقت خدا در دل آفرینش ... .آری مهتاب من ... با تو بر بلندای آرزوهایم پرواز میکنم .. یک روز کلبه ی مان را بر بلندای کوه های آلپ برپا خواهیم کرد .. تا الهه های یونان هم به ستایش تو برخیزند .. همانجایی که درختان کاج سر به آسمان کشیده اش .. نقش من و تو را بر دامنه ی آلپ بزرگ نقش می کند .. تا لبخند تو نشاط طبیعتی زیبا شود .. و داستان عشق پدر و فرزندی .. که مرغان نغمه سراهم از خواندن آن سیر نخواهند شد .. تقدیم به دخترم مهتاب |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 2:18 توسط عاشق ناشناس |
|
|
چه نیکوست او ... که منادی سعادت است ...وگیسوانش چون آبشار ... چشم را مینوازد .. وآوایش ... که روح مرا از عشق لبریز می نماید ... بنگر که چه شکوهی دارد .. وه که او تجسم عشق است .. ومرا حیران خویش ساخته است . آخن آتن
این شعر عاشقانه از فرعون آخن آتن است ، که برای همسرش ملکه نفر تی تی گفته واز آنجائیکه این فرعون پیامبر بوده... شعر برای خدا گفته شده... ونه عشق زمینی .. امید وارم حقیر توانسته باشم از طرفش حق مطلب راادا کرده باشم. خدایش رحمت کند ..
چه نیکوست خالقمان .. که مظهر حق است .. وفرستادگانش چون آبشار .. از رحمت او فرو میریزند .. تا چشم حقیقت باز کنیم .. بخود بنگر که مخلوق اوئیم .. تا شکوهش را نظاره کنی .. آری .. او مظهر عشق است .. که مارا حیران خویش نموده ..
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 12:58 توسط عاشق ناشناس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
محبوب من ... میدانم مرا درگیر افکارت نمودی تا دنیایم را به ویرانه ای تبدیل کنی .. و میدانم .. هرشب زمانیکه در تنهایی و سکوتی کشنده فرو میروم .. این یاد توست که با هجومی به افکارم مرا به طوفان عشقت میکشاند .. تا همانند مرغی شکسته بال به مسلخ عشق تو آیم .. آری .... مرا درگیر خودت کن .. درگیر خودت کن تا از آن همه سوختن آرامش بگیرم .. بگذار افکارم را یاد وخاطرات تو انباشته کنند .. چشمانت را نبند ... تا من مات چشمان تو باشم .. آخر تو در وجود منی .. و با تو شبهایم رویایی شیرینند .. و بدان اخرین نقطه ی دنیا .. قله ی عشق ماست .. هر چند تو در وجود منی ... اما من به تنهایی دوریت دچارم .. پس مرا از عطر وجودت تهی مساز .. ای خالق رویا های شیرینم ... |
|
RSS
|