تبليغاتX
... ستاره ام در آسمان است ...
( پرونده ای بنام آخرین گام )
 

 

بهارمن .. 


بازهم وقت بارش باران شده ..

همانند گذشته ..

و من میدانم که ..

بغض گلویت  بر تو نهیب میزند که وقت بارش اشکت نزدیک است ..

گویی.. یکی در وجودت نجوا میکند ..

بهار ...

حالا وقتشه  ..

بغضت را بدست باران بسپار ..

ببین زمزمه ی درخت نارنج را ..

که برای رسیدن به بهار این طراوت را در آغوش کشیده ؟

ببین عاشق ناشناس بهار را ..

که برای تو ترانه ی دوست داشتن میخواند ..

بغضت رو بدست باران بسپار ..

تا شادی ولبخند را به تو ارزانی کند ..

بعد از باران ..

آسمان سیاه جهل کنار میروند ..

و عاشقان زنجیر هارا پاره می کنند ..

تا  اسارتها را سخریه کنند ..

هوای آزادی ..

بوی طراوت بهار ..

و رقص پروانه های عاشق ..

آه ... بهارم ..

بغض را فراموش کن ..

ناشناسی عاشق توست ..

و تا فردا راهی نیست ..

حالا وقت بارونه ..

وقت دوست داشتن و عاشق شدن ..

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 12:33  توسط عاشق ناشناس | 

 

 

 

 

 

 

گفت : ناشناس کدام دیاری ..

گفتم : عاشقی غریب ...

 ازدیارعشق ..

گفت : به دنبال کدام بهاری ..

گفتم : بدنبال بهار ...

تا خلوت دلش را ماوا گزینم ..

گفت : در قبیله ی عشق تو آشناترینی ...

گفتم : شاید ..

اما اواره ترینم ..

آنگاه در حالیکه ژاله های اشگ در چشمانش حلقه زده بود ..

زیرلب گفت: دیوانه ترینی ... 

  عاشق ناشناس .. 

  دیوانه ترین...

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 13:16  توسط عاشق ناشناس | 

 

بهارم ...

امشب .. شب سکوت وآرامیست ..

در خود فرو رفته ام ..

اما پنجره ی اتاق تاریکم بروی سکوت شب باز است ..

هر چند زوزه ی باد در دالان خانه نعره میکشد ...

و صدای قطرات باران بر ناودان کهنه ی قدیمی سکوت را به مبارزه طلبیده ..

اما این باعث نمیشود که آسمان با ابرهای نمناکش کوچه ی دلم را معطر نکنند ..

آری بهارم ..

بغض بی کسی در گلوی خشکیده ام ..

و هر دم نام تو را در ذهنم به تصویر میکشد ..

وحلقه های اشکی که در چشمانم جمع شده اند...

 اسارت دلم را به عشق تو نوید میدهند ..

تنهایم بهار ... تنها ..

نمیدانم بخندم یا بگریم ...

چون دستان سردم نیز از نوشتن این همه غم بر کاغذ سفید بی احساس نافرمانی میکنند ..

خسته ام و بی کس ..

گویی افکارم به هرسویی سرک میکشند تا روزنه ای بیابند و در آن نقس تورا مجستم نمایند ..

نقش بهاری که دیگر برایم خزانی بیش نیست ..

آری ..

حتی سکوت هم مرا به سخریه گرفته ..

 تا تنهائیم را به رخ بکشد..

آری بهارم ...

امشب چه تنهایم ..

اما امید ....

در زوایای روحم بمن نهیب میزند ..


که غمگین مباش ای دل ..

روزی خزان تو بهاری خواهد شد ..

و لحظه ی جدایی بسر خواهد رسید ..

آنروز بارش شکوفه را از لبان بهار خواهی دید ..

آری....

 تو بهار را خواهی دید ..

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 12:21  توسط عاشق ناشناس | 

 

 

یک بار دیگر با تانی چشمانم را بهم میزنم ..

آخر ...

هزاران بار برایش قصه خواندم ...

میخواستم در آغوش بهار شب را به سپیده برسانم  ..


هزار بار گام هایش را شمارش کردم ..

تا برای کفشهایش از برگ گل کفشی بسازم ..

که بروی دل سوخته ام گام بردارد ..

 هزاران بار با اشگ چشمانم آن قاب عکس کهنه را شستشو دادم ..

تا لبخند زیبای بهارم را غبار ها نروبایند ..

آه .. که چه بگویم ...

هزاران باربرایش دعا کردم ...

تا بارش شکوفه هارا از لبان زیبایش شاهد باشم ..
 
دلم میخواست از آشیانه ام پر نکشد ..

اما ...

امروز ..قطرات اشک چشمان خشک شده ام را به سخریه گرفته اند ..

تا همواره شاهدی بر  آه جگر سوزم باشند ..

هنوز هم منتظرم ...

تا فقط یکبار ...

فقط یک بار ببینمش ..

و به او بگویم :

بهار .. دوستت دارم ..

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 12:6  توسط عاشق ناشناس | 
 

 

بهارم ..

تو از اول هم میدانستی ...

چون می توانستی در چشمانم نقش عشق را ببینی ..

بدین طریق آمدی در افکارم و در قفس دلم نشستی ..

بهشت تو دل ویران شده ی من بود ..

ولی افسوس که دل من دنیای درد بود ..

آخر .. تو گفتی من عاشق دردم ..

و من که صادقانه این دنیای دردو تقدیمت کردم ..

ای کاش میتوانستم از دریچه ی چشمان تو دنیا را ببینم ..

تا از اآن چشمان زیباهم ... همواره تو را میدیدم ..

میدانم که دل صاف تو بهشت رویا هایم شده ..

ولی افسوس که تو قالب تن هایمان از هم هزاران سال دوریم ..

ای کاش خالق نقش ما ...

تنها نقش تو را در قلب من میکشید ..

تا به خود میبالیدم واین رنج را به سرانجام میرساندم ..

آری بهارمن ..

هردو ی ما اسیریم ..

اسیر این قفس تن های ضعیف وخار شده ...

این شب سیاه ظلم ..

بیا در افکارم ...

بیا ..

بگذار بالهای سوخته ی یکدیگر را مرحم باشیم ..

بگذار به آغوش هم پناه بریم ...

و بگذریم از این تنهایی وعذاب ..

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 14:26  توسط عاشق ناشناس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

محبوب من ...

میدانم مرا درگیر افکارت نمودی تا دنیایم را به ویرانه ای تبدیل کنی ..

و میدانم ..

هرشب زمانیکه در تنهایی و سکوتی کشنده فرو میروم ..

این یاد توست که با هجومی به افکارم مرا به طوفان عشقت میکشاند ..

تا همانند مرغی شکسته بال به مسلخ عشق تو آیم ..

آری ....

مرا درگیر خودت کن ..

درگیر خودت کن تا از آن همه سوختن آرامش بگیرم ..

بگذار افکارم را یاد وخاطرات تو انباشته کنند ..

چشمانت را نبند ...

تا من مات چشمان تو باشم ..

آخر تو در وجود منی ..

و با تو شبهایم رویایی شیرینند ..

و بدان اخرین نقطه ی دنیا ..

قله ی عشق ماست ..

هر چند تو در وجود منی ...

اما من به تنهایی دوریت دچارم ..

پس مرا از عطر وجودت تهی مساز ..

ای خالق رویا های شیرینم ...





نوشته های پیشین
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
پیوندها
فرشته ی بهشتی (جهنمی سابق )
وایسا دنیا ... من می خوام پیاده شم ...( کوچولوی نازم )
عاشقانه های من برای تو ( بهار خزان)
خلوت دل (بهار عزیز )
بغض بهار ( بهار عزیز )
شبنم بهار ( زری عزیز )
الهه عشق ( الهه عزیز )
برای عشق ( ناصر عزیز)
بهار پاییزی (ماه بانوی عزیزم )
حرفهایی که نگفتم ( بهار عزیزم )
دوباره می سازمت وطن ( بهار عزیزم )
کهکشان آرزو ( سمیرای گلم )
ای که دور از من و در قلب منی (ناز گل مهربانم )
عسل.مامان.خدا (عسل گلم )
عاشق تنها ( عاشق )
روز های خاکستری نل (بهار .. نل )
نیلوفرانه ( نیلوفر عزیز )
کویر یخ ( بهار عزیز )
بهار بی خزان ( مهتاب عزیزم )
این ادم بزرگها ( سارا گلم )
عشق ( وحید عزیزم )
نفرت ( خاطره عزیزم )
عشق شاه پرک ( محسن خان )
بیا بامن قدم بزن .. ( ویدا جان )
آسمان عشق ( مهر ناز عزیزم )
پیر مرد تنها
هستی عشق ستاره عشق
تورا می سپارم به مینای مهتاب ....شقایق عزیز
دخترمرده دوباره برگشت ( سایه عزیزم )
از جنس آسمان ( معصومه جان )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


mms://a600.l3944034599.c39440.g.lm.akamaistream.net/D/600/39440/v0001/reflector:34599?BBC-UID=74daa5f51c63358bea88c991c1bce6bcb003f6ba9050218454cf3446432a69fa&SSO2-UID=